تبلیغات
آرشیو فايل ها
برترين گنجينه ها
لينك دوستان
اطلاعات

تعداد مطالب: 31

مجموع نظرات: 0

تاريخ تاسيس: تا كنون افتتاح نشده

آخرين بروزرساني: 2009/11/23

امور پشتيباني


09138822309

پخش آنلاين

reb Live Help
reb Live Help
reb Live Help
reb Live Help
reb Live Help

لينك به ما
وب سايت رسمي هيئت بين الحرمين

و یا به صورت متن
آمار بازدید کنندگان

  • کاربران جاري: 7 نفر
  • بازديد هاي امروز: 239
  • بازديد هاي ديروز: 438
  • مجموع بازديد ها: 87331957
  • آرشیو ماهیانه
    مطالب تصادفي

    جذبه عشق

    دسته: الگو هاي بهشتي,   تعداد بازدید: نامعلوم


    یك بار به طور ناشناس به كربلا رفتم. از قبل با خود عهد بسته بودم كه به هیچ وجه با كسی حرف نزنم تا نفهمند كه من یك ایرانی ام. وارد حرم امام حسین (ع) شدم و حسابی با آقا خلوت كردم و از طرف همه بچه ها پیش آقا عقده گشایی نمودم. دیگر هوش و حواسی برایم نمانده بود. دل و عقل و هوشم را پیش آقا جا گذاشته بودم. از حرم كه بیرون آمدم، همانطور كه با بی میلی قدم برمی داشتم، خوردم به یك مرد عرب، از دهانم پرید و گفتم: «آقا ببخشید... معذرت می خواهم...» وقتی با نگاه عجیب و چهره حیرت زده مرد عرب مواجه شدم تازه فهمیدم كه چه دسته گلی به آب دادم. تا آن مرد عرب آمد چیزی بگوید، من خودم را در میان ازدحام جمعیت گم كرده و از تیررس نگاهش دور شدم.*
    ایشان در طول جنگ ایران و عراق چند بار به طور ناشناس به زیارت حرم مطهر آقا اباعبدالله نائل شدند و این خاطره هم از همان روزهاست.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:دوشنبه، 2 آذرماه 1388 | نظرات[0] |

    به سوی بهشت

    دسته: الگو هاي بهشتي,   تعداد بازدید: نامعلوم


     

    لحظه عبور از هور زیباترین خاطرات من است که این همه نیرو با سوار شدن بر قایق به صورت مفرح و دلشادی که انسان آن را فقط در قرآن کریم در لحظاتی که خداوند آیاتی از بهشت را برای انسان بیان می کند که اگر انسان خوب و با صفا باشد در آن دنیا به بهشت خواهد رفت را می بیند.
    وقتی رزمندگان اسلام را سوار بر قایق ها می دیدم که به سوی دشمن می رفتند و آنقدر خوشحال و بشاش هستند و آیات قرآن  را زمزمه کرده و فریاد الله اکبر بر سر زبان دارند، احساس می کردم که این بسیجی ها در بهشت هستند و به سوی خداوند خویش شتافته اند.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 28 آبانماه 1388 | نظرات[0] |

    ياران حسين (ع) اينگونه اند...

    دسته: الگو هاي بهشتي,   تعداد بازدید: نامعلوم


    سر نداشت و پيكرش دو نيم شده بود. توي جيب هاي لباسش تعدادي كارت و يك قرآن كوچك و يك خودكار بود. يكي از كارت ها نظرمان را جلب كرد. روي آن با خطي زيبا نوشته شده بود: « و خداوند ندا مي دهد كه شهدا به بهشت درآيند. » از شهيد عكس گرفتم، از كارت هم. خواستم بار ديگر كارت را ببينم، ديدم سفيدِ سفيد است! ز عليجاني پرسيدم: « كارتي كه آن جمله رويش نوشته شده بود، كجاست؟! »
    گفت: همونه كه دست خودته. اثري از جمله روي كارت نبود. ...
    عكس ها را كه چاپ كردم، تمام عكس ها چاپ شد، به جز عكس كارت! ماتِ مات بود!

    منبع: كتاب نشانه / خاطرات محمد احمديان در تفحص شهدا


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 28 آبانماه 1388 | نظرات[0] |

    رمز شهادت

    دسته: الگو هاي بهشتي,   تعداد بازدید: نامعلوم


    شهید ایت الله سعیدی، به قرآن و معارف قرآنی اهتمام خاصی داشتند و پیوسته با قرآن مأنوس بودند و به همین جهت یک قرآن با خط بسیار خوب همراهشان همیشه بود و بعد از آنکه ایشان برای آخرین بار دستگیر می‌شوند و پی می‌برند که می‌خواهند کار او را تمام کنند و او را به شهادت برسانند، وصیتنامه بسیار مختصری را پشت جلد قرآنشان می‌نویسند. از جمله نکات این وصیتنامه این است من راضی نیستم برای من خرج بکنید. اگر مجلسی می‌گیرید، مسائل شرعی را برای مردم بیان کنید. سپس به فرزندان خود می‌گویند از ایات 152 تا 157 از سورة دوم غفلت نورزند.

    به هر حال این وصیتنامه را امضا می‌کنند و ساواک هم متوجه نمی‌شود و قرآن را به خانواده ایشان می‌دهند . ما هم می‌دانستیم که ایشان را شهید کردند. علمای بزرگ مثل ایت الله شهید مطهری، شهید مفتح، مرحوم ایت الله طالقانی و دیگر علما و بزرگان در منزل ما جمع شده بودند و خیلی دوست داشتند که بدانند ایشان را شهید نموده‌اند. برای اثبات این امر به دنبال سندی می‌گشتند؛ تا اینکه مرحوم شهید ایت الله مطهری می‌فرمایند اگر وصیتنامه‌ای هست، بیاورید. ما هم گفتیم وصیتنامة مختصری ایشان روی جلد قرآن نوشته‌اند. ایشان با شهید مفتح وصیتنامه را مطالعه می‌فرمایند؛ تا اینکه به این نکته می‌رسند که از ایات 152 تا 157 غفلت نورزید.در قسمتی از این ایات آمده: « وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یقْتَلُ فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ» بقره/154. وقتی به اینجا می‌رسند، شروع به گریه‌کردن می‌کنند و مطمئن می‌شوند که او را شهید کرده‌اند و آن‌گاه سرشان را روی دوش همدیگر می‌گذارند با صدای بلند گریه می‌کنند. البته راههای دیگری هم برای پی بردن به شهادت ایت الله سعیدی وجود داشت؛ مثلاً سلولهای مرحوم شهید ایت الله فاضلی و یکی از ملی‌گرایان، نزدیک سلول ایشان بود. آنها نقل کرده‌اند که ناگهان برقها را قطع کردند و فریادی از سلول پدر شما شنیده شد. سپس برقها را روشن و درهای سلولها را باز کردند. بعد ما رفتیم و دیدیم که جنازة شهید سعیدی روی زمین افتاده و عمامه ایشان داخل دهان است. به وسیله عمامه او را خفه کرده بودند.

    خاطره از زبان فرزند ايشان ( حجت‌الاسلام سید روح‌الله سعیدی)


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 28 آبانماه 1388 | نظرات[0] |